مقاله ۳، دوره ۱۱، شماره ۴۰، بهار ۱۳۹۳، صفحه ۷۱-۱۰۴  [عکس: xml1.png] اصل مقاله (۲۴۸ K)
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نویسندگان
محمدهادی میرشمسی* ۱؛ حسام جلائیان دهقانی۲؛ علیرضا تیموری۲
۱عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
۲کارشناسی ارشد حقوق مالکیت فکری دانشگاه علامه طباطبایی
چکیده
ایده محض در هیچ‌کدام از دو نظام حقوق مالکیت صنعتی و حقوق مالکیت ادبی و هنری مورد حمایت نیست. از ایده پس از بروز و بیان با وجود شرایطی به ‌عنوان اختراع یا طرح صنعتی به موجب حقوق مالکیت صنعتی و از بیان آن به شرط اصالت در چارچوب حقوق مالکیت ادبی و هنری حمایت می‌شود. جدای از حقوق مالکیت فکری، به‌ موجب مقرراتی چون منع رقابت غیر منصفانه، ایده مورد حمایت قرار می‌گیرد؛ اما به دلیل عدم کفایت این حمایت و به منظور افزایش آن به‌ویژه در مواقعی که نقش ایده در خلق پدیده فکری و تحریک قوه خلاقه پدیدآورنده بسیار تأثیرگذار است، لحاظ تدابیری ضروری است. دادگاه‌های ایالات متحده با ضروری‌دانستن شروط تازگی، انسجام و محرمانگی برای ایده قابل حمایت، تئوری‌های مالکیت، داراشدن غیر عادلانه، قرارداد صریح، قرارداد ضمنی و روابط محرمانه را برای حمایت از ایده مطرح کرده، از صاحبان آن حمایت می‌کنند.
کلیدواژه ها
ایده؛ حقوق مالکیت فکری؛ تازگی؛ انسجام؛ محرمانگی و تئوری مالکیت

اصل مقاله
Section 1.01                        مقدمه
در یک نگاه کلی تلاش‌های خلاقانه و تراوش‌های ذهنی انسان، موضوع‌های تحت حمایت حقوق مالکیت فکری هستند، لکن کلیه مقررات راجع به این شاخه از حقوق اعم از موازین بین‌المللی، منطقه‌ای ـ مثل مقررات اتحادیه اروپا ـ و ملّی برای حمایت از این آثار و اعطای حقوق انحصاری به پدیدآورندگان و صاحبان آنها وجود شرایطی را ضروری می‌دانند که بعضی ماهوی و مربوط به موضوع بوده، برخی دیگر جزء تشریفات و موارد شکلی می‌باشد.
حمایت از آثار فکری در قالب حقوق مالکیت صنعتی معمولاً نیازمند ثبت آنها بوده است. یکی از معیارهای حمایت از آثار ادبی و هنری این است که تلاش‌های فکری، تجسم خارجی پیدا کند، چه اثر، با احساس و هوش انسان سر و کار داشته و ضرورتاً در یک شکل قابل حس باید ارائه شود* (زرکلام، ۱۳۸۸، ص۲۹). بنابراین، ایده به‌تنهایی در هیچ‌کدام از دو نظام حقوق مالکیت صنعتی و حقوق مالکیت ادبی و هنری مورد حمایت نمی‌باشد و به قولی عدم حمایت از ایده‌ها از جمله اصول مشترک نظام حقوق مؤلف و حقوق ناشی از اختراعات و مالکیت صنعتی است (همان، ص۳۰).
نه تنها در هیچ مقرره بین‌المللی ایده در زمره آثار مورد حمایت برشمرده نشده است، حتّی بسیاری از مقررات بین‌المللی راجع به حقوق مالکیت فکری به عدم حمایت از ایده تصریح دارند.
به علاوه، ایده صرف، شرایط حمایت را در چارچوب حقوق مالکیت فکری ندارد و حمایت از ایده و اعطای حق انحصاری به ایده‌پرداز، محدودکردن حوزه عمومی (Public Domain) و سلب قدرت تعقل و اندیشیدن از افراد را به دنبال داشته، با منافع عمومی (Public Interest) ناسازگار است؛ چرا که ایده در حوزه عمومی قرار داشته (Stoll, 2009, P.209) و حق عمومی برای اندیشیدن و آزادی آفرینش مانع از آن است که ایده در انحصار اشخاص قرار گیرد. به تعبیری حقوق مالکیت فکری، جزیره‌ای مرجانی از حقوق خصوصی در اقیانوس حوزه عمومی است (Deazley, 2007, P.22) و گسترش آن که با تحدید حوزه عمومی ملازمه دارد، باید در راستای جلب منفعت عمومی باشد.
وانگهی عدم شمول حقوق مالکیت فکری بر ایده صرف به معنای عدم حمایت مطلق نیست و می‌توان از ایده، خارج از نظام حقوق مؤلف در چارچوب حقوق راجع به رقابت غیر منصفانه (Unfair Competition Law) و احتمالاً حقوق مرتبط مربوط به پخش رادیویی (Neighboring Rights in Broadcasts) حمایت کرد (Goldstein, 2001, P.185).
به علاوه ایده با دارابودن شرایط می‌تواند به عنوان طرح صنعتی (Stoll, Op.cit., P.436) و چنانچه راه حل جدیدی را برای مشکلات فنی ارائه دهد، می‌تواند به عنوان اختراع مورد حمایت حقوق مالکیت صنعتی باشد. برعکس حمایت از اختراعات، کپی رایت، منحصراً از شکل بیان ایده و نه خود ایده حمایت می‌کند*(OMPI, 1992, P.5).
بنابراین حقوق مؤلف از دارنده حق مالکیت در مقابل اشخاصی که شکلی که در آن اثر اصلی توسط پدیدآورنده بیان شده است را کپی کرده یا به هر طریقه دیگری به خود نسبت داده یا از آن استفاده می‌کنند حمایت می‌کند (WIPO, 2008, P.40).
با وجود این، واقعیت اینکه در موارد متعددی ارائه یک ایده در خلق یک اثر فکری، بسیار تأثیرگذار است و محرک اصلی قوه خلاقه پدیدآورنده، ایده‌ای است که به وی ارائه شده است. در این حال نادیده گرفتن ایده و عدم حمایت از ایده‌پرداز با اصول و منطق حقوقی سازگار به نظر نمی‌رسد، خصوصاً اینکه ممکن است تمسک به مقررات عام مثل منع رقابت مکارانه برای حمایت از صاحبان ایده ناکافی باشد.
حقوق ایالات متحده در حمایت از صاحبان ایده نسبت به سایر کشورها پیشرو بوده، دادگاه‌های این کشور با پذیرش اینکه ایده نمی‌تواند جزء آثار مورد حمایت حقوق مالکیت فکری باشد، به منظور اعمال حمایت‌های قانونی در این خصوص با طرح تئوری‌های مالکیت، داراشدن غیر عادلانه، قرارداد صریح، قرارداد ضمنی و روابط محرمانه، از ایده‌پردازان در کنار صاحبان آثار فکری حمایت کرده و البته شروط تازگی، انسجام و محرمانگی را برای حمایت از ایده لازم می‌دانند.
در این تحقیق علاوه بر تبیین مفهوم ایده و بررسی موضع مقررات ملّی، منطقه‌ای و بین‌المللی حقوق مالکیت فکری در خصوص حمایت از آن، تئوری‌های مختلف ارائه شده توسط دادگاه‌های ایالات متحده را با مداقّه در دعاوی مربوطه مورد بررسی قرار می‌دهیم.
از آنجایی که ارائه کل مطالب در مجال یک مقاله نمی‌گنجد، به طور مبسوط نظریه نخست را در این نوشته و سایر نظریه‌ها را در مقالی و مکانی دیگر بررسی خواهیم کرد.
Section 1.02                        ۱٫ مفهوم ایده و حمایت از آن در مقررات راجع به حقوق مالکیت فکری
در این قسمت ابتدا مفهوم ایده و تعاریف ارائه شده از آن بررسی می‌گردد و در ادامه وضعیت حمایت از ایده در مقررات و قوانین راجع به حقوق مالکیت فکری مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.
(a)     ۱ـ۱٫ مفهوم ایده (Idea)
ایده را باید مفهومی سهل و ممتنع دانست. در محاوره مردم عادی، شاید روزانه بارها این لغت به کار برده شود، ولی اگر قرار به ارائه تعریفی دقیق و آکادمیک از این واژه باشد، کاری دشوار است. در این بند، سعی ‌بر این است که تعریفی از واژه ایده و مفهوم آن در حقوق مالکیت فکری ارائه گردد. بی­شک آشنایی با مفاهیم و لغات کلیدی هر بحث، راه را برای درک بهتر مطالب هموار می­نماید. در این بند ابتدا به تعریف لغوی ایده و سپس به تعریف اصطلاحی این واژه در حقوق مالکیت فکری خواهیم پرداخت.
                 (i)     ۱ـ۱ـ۱٫ مفهوم لغوی
با مراجعه به فرهنگ­ لغات مختلف و جستجوی واژه­ ایده، تعاریف تقریباّ مشابهی به چشم می­خورد که در اینجا به تعدادی از این تعاریف ارائه شده، اشاره خواهیم نمود. در فرهنگ فارسی عمید در تعریف ایده آمده است: «اندیشه، فکر، خیال، تصور، رأی، عقیده، نیت، سلیقه ادبی و صنعتی» (عمید، ۱۳۶۳، ص۲۲۲).
در جایی دیگر ایده این­گونه تعریف شده است: «تصور، اندیشه، فکر، خیال، عقیده، نظر، گمان، نیت، خبر، طرح، طرز فکر» (حییم، ۱۳۷۴، ص۴۴۹).
همچنین فرهنگ واژگان آکسفورد در ذیل لغت ایده چند معنی را بیان کرده است.  ۱٫ یک طرح، فکر یا پیشنهاد، خصوصاً در مورد اینکه در یک وضعیت خاص چه کاری باید انجام شود. ۲٫ یک تصویر یا یک نشانه در ذهن مبنی بر اینکه چه کاری انجام شود مطلوب­تر است. ۳٫ احساسی به این معنا که یک چیز یا امر بهتر است. ۴٫ هدف و مقصود (Hornby, 2002, P.642).
فرهنگ لغت بازرگانی ایده را «یک فکر یا اندیشه که تلاش می­کند به صورت اجمالی یک مفهوم یا هدف را ارائه دهد»، تعریف می‌کند ((http://www.businessdictionary.com. این لغت­نامه در ادامه یک ایده را ناشی از انجام بحث­های فکری و در اصطلاح طوفان مغزی (Brain Storming) می­داند.
               (ii)     ۲ـ۱ـ۱٫ مفهوم اصطلاحی
 با نگاهی اجمالی به متون قانونی و همچنین نظریات و رویه قضایی موجود در کشورهای پیشرو در زمینه­ مالکیت فکری به‌ویژه کشور ایالات متحده، به این نتیجه خواهیم رسید که هیچ­کدام از این منابع، موفق به ارائه تعریف دقیق از ایده که مورد اتفاق تمام صاحب­نظران قرار بگیرد، نشده­اند ((Standler, 2009, P.34. به دلیل نبود تعریفی واحد و معین از ایده، قضات، وکلای مالکیت فکری و حقوقدانان با مطالعه پرونده­های موجود در این زمینه و طرز استفاده از واژه ایده در این پرونده­ها دچار سردرگمی می­شوند. همچنین این موضوع باعث نبود معیاری مناسب برای سنجش عملکرد قضات شده، آنها می­توانند با ارائه تعریف دلخواه خود از ایده، به نتیجه مورد نظر خویش برسند (Ibid, P.35). همین عدم توافق بر سر ماهیت ایده گستره شمول حقوق مالکیت فکری را متغیر می‌کند.
البته در این میان افرادی، در ارائه تعریفی جامع و مانع از ایده سعی داشته­اند. برای مثال جان سی گینسبورگ (Jane C. Ginsburg) در تعریف ایده می­گوید: «یک اندیشه و فکر غیر متبلور و عاری از قالب مادی است. ایده مفهومی معرفت شناختی نمی­باشد. دکترین مالکیت فکری ایده را به جنبه­هایی اطلاق می‌کنند که اگر حمایت شود، مانع تلاش­های بعدی پدیدآورندگان آثار شده و یا این کار را بسیار پرهزینه می­کند» (Ginsburg, 1992, P.338). البته باید در توضیح این مطلب اضافه نمود که اندیشه غیرمتبلور و عاری از قالب مادی باید در مقابل یک اثر فکری که به مرحله­ «بیان» (Expression) رسیده است، قرار بگیرد و مفهوم ایده در مقابل بیان روشن می­گردد. ارائه یک مثال می‌تواند موضوع را مشخص‌تر نماید. فرض کنید شخصی خوش ذوق به دوست نویسنده­ خود می­گوید داستانی مبنی بر حمله موجودات فضایی که در سیارات دیگر زندگی می­کنند به کره­ زمین و پیروزی مردمان زمین بر آنها با استقبال خوانندگان مواجه خواهد شد. پس از مدتی شخص نویسنده، نمایشنامه­ای با همین مضمون به طور کامل و دارای شخصیت‌های مشخص و آغاز و پایانی معین به رشته تحریر در می­آورد. در این­ مثال پیشنهاد شخص اول یک ایده محسوب می­گردد؛ زیرا یک مفهوم را به صورت اجمالی و مختصر منتقل نموده است و نمایش­نامه­ای که نویسنده نوشته است بیان محسوب می­شود؛ زیرا دارای شکل و ترکیب و جزئیات مفصل شده است. حال اگر همان شخص ایده­پرداز، ایده­ خود را از طریق یک نامه و به صورت مکتوب در اختیار نویسنده قرار می­داد باز هم تفاوتی در ماهیت امر رخ نمی­داد، علی­رغم اینکه ایده در یک قالب مادی یعنی نوشته ارائه شده بود. البته در این صورت ممکن است حقوق مالکیت فکری از متن و شیوه­ نگارش این نامه حمایت نماید، ولی به ایده­ مطرح‌شده در این نامه حقوق انحصاری تعلق نخواهد گرفت. پس منظور از بیان و بروز در یک قالب مادی، خارج شدن از یک حالت انتزاعی و تفصیل پیدا کردن و داشتن شکلی قابل قبول است. با وجود مواردی که بیان گردید رویه­ قضایی موجود در آمریکا در موارد متعددی در تمایز ایده از بیان با دشواری فراوان روبرو شده است و تمایز این دو از یکدیگر همیشه کار ساده­ای نیست. دعوای بیکر علیه سلدن (Baker v. Selden, 1879) در سال ۱۸۷۹ میلادی شاید اولین پرونده­ای باشد که ضرورت تمایز ایده از بیان و دشواری این امر را مشخص نمود H.Jones, 1990, P.551_ 552)).
نکته­ قابل توجه اینکه برخی قضات و حقوقدانان مالکیت فکری ایده­ها و وقایع (Facts) را مترداف یکدیگر به کار می­برند، در حالی که این دو اصطلاحاتی متمایز هستند. وقایع شامل سنجش­ها، محاسبات، مشاهدات، اطلاعات و دیگر توصیفات حقایق می­شود، در حالی که ایده­ها مربوط به نظریات، پندارها و موارد انتزاعی که محصول ذهن شخص است می­باشند (Standler, op.cit, P.37). البته ایده­ها و وقایع یک نقطه­ اشتراک دارند و آن عدم حمایت به موجب نظام حقوق مالکیت فکری است. پس چنانچه شخصی واقعیتی را که خود کشف نموده است توصیف کند، نسبت به آن واقعیت برای او حق انحصاری به‌وجود نمی­آید و حداکثر ممکن است نسبت به شیوه­ بیان آن واقعیت از او حمایت صورت گیرد (انصاری، ۱۳۸۶، ص۱۱۶).
(b)    ۲ـ۱٫ حمایت از ایده در مقررات راجع به حقوق مالکیت فکری
این مطلب را به طور قطع می­توان بیان نمود که عدم حمایت از ایده­ تحت نظام مالکیت فکری به صورت یک اصل جهانی و مورد قبول اکثر کشورها در آمده است. در این بند به بررسی مستندات قانونی که ایده­ها را از شمول حمایت توسط نظام مالکیت فکری خارج می­کنند خواهیم پرداخت. نخست اسناد بین­المللی و منطقه­ای و دوم قوانین و مقررات ملی مد نظر قرار می‌گیرند.
                 (i)     ۱ـ۲ـ۱٫ اسناد بین­المللی و منطقه­ای
اصل عدم حمایت از ایده­ به موجب نظام حقوق مالکیت فکری، در بسیاری از اسناد مهم بین­المللی و منطقه­ای که در زمینه حقوق مالکیت فکری تدوین شده­اند به چشم می­خورد.
کنوانسیون برن (The Berne Convention for the Protection of Literary and Artistic Works) به عنوان اولین و مهم‌ترین مقرره بین‌المللی در حوزه حمایت از حقوق مؤلف، در هیچ جایی به طور مشخص حمایت از ایده را ممنوع نمی‌کند، با این حال الزامات کنوانسیون در خصوص آثار مورد حمایت و شرط اصالت اثر به طور ضمنی این ممنوعیت را بیان می‌کند (Goldstein, 2001, P.184ـ۱۸۵). به علاوه مفاد بند۸ ماده۲ کنوانسیون که مقرر می‌دارد «حمایت این کنوانسیون شامل اخبار روز و وقایع متنوع که واجد جنبه اطلاع رسانی مطبوعاتی صرف هستند، نمی‌شود»، می‌تواند به نوعی بیانگر این ممنوعیت باشد (Goldstein, Ibid, P.185)؛ چراکه مبنای منطقی این مقرره این است که کنوانسیون به حمایت از اخبار محض و وقایع گوناگون مبادرت نخواهد کرد؛ زیرا چنین موضوعاتی اوصاف و ویژگی‌های لازم را برای اینکه اثر تلقی شوند، ندارند (WIPO, 1978, P.22ـ۲۳).
برخی با اشاره به مفاد ماده ۲ این کنوانسیون چنین اظهار نظر می‌کنند که از بند۲ ماده۲ کنوانسیون برن که «قانونگذاران کشورهای اتحادیه می‌توانند مقرر کنند که حمایت از آثار ادبی و هنری مشروط به این است که در یک قالب مادی تجلی یافته باشند»، این حکم استنباط می‌شود که ایده اساساً مورد حمایت نظام حقوق مؤلف قرار نمی‌گیرند (زرکلام، ۱۳۸۸، ص۳۳).
ماده۲ معاهده کپی رایت وایپو (WIPO Copyright Treaty 1996, WCT) تصریح دارد که کپی رایت از بیان حمایت کرده، ایده‌ها، آیین‌ها، شیوه‌های اجرا و مفاهیم ریاضی صرف را شامل نمی‌شود (Goldstein, Ibid, P.33). این عبارت از هر نظر شبیه آن چیزی است که در بند ۲ ماده ۹ موافقت نامه راجع به جنبه‌های تجاری حقوق مالکیت فکری (تریپس) (Trade Related Aspects of Intellectual Property Rights 1994, TRIPS) به وضوح بیان شده است (WIPO, 2008, P.274). بند۲ ماده۹ تریپس که مفاد آن توسط ژاپن پیشنهاد شده (Gervais, 1998, P.78) اصل پذیرفته‌شده در نظام بین‌المللی کپی رایت را مورد تصریح قرار داده، چنین مقرر می‌دارد «حمایت از حق مؤلف شامل شکل بیان است و ایده‌ها، آیین‌ها، روش‌های اجرا و مفاهیم ریاضی صرف را در بر نمی‌گیرد» (Goldstein, 2001, P.57).
عدم حمایت از ایده در چارچوب سازمان جهانی تجارت به اندازه‌ای آمرانه است که هر عضوی که از ایده بر اساس مقررات حق مؤلف حمایت کند، موافقت‌نامه تریپس را نقض نموده است (Stoll, 2009, P.250).
در مورد اسناد بین­المللی در خصوص مالکیت صنعتی نیز باید خاطرنشان کرد که کنوانسیون پاریس که مهم­ترین سند ماهوی بین­المللی در زمینه مالکیت صنعتی است و همچنین موافقت‌نامه تریپس، تنها از اختراع، علامت تجاری و طرح­های صنعتی که بروز یافته و شرایط ماهوی مورد نیاز را دارا باشند، حمایت می­نمایند. از لحاظ شکلی هم ضرورت ثبت آنها بیانگر لزوم بیان آنها است.
 بند۲ ماده۱ دستورالعمل اروپایی مورخ ۱۴ می ۱۹۹۱ راجع به حمایت­های حقوقی از برنامه­های رایانه­ای که یک سند منطقه­ای است، به عدم حمایت از ایده تصریح داشته، اعلام می­دارد که «… ایده­ها و اصولی که مبنای هر عنصر از برنامه‌های رایانه­ای هستند از جمله ایده­ها و اصولی که مبنای رابطه­های آن هستند توسط حق مؤلف مورد حمایت قرار نمی­گیرند …» علاوه بر این در ملاحظات دستورالعمل نیز مجدداً بر این مطلب تأکید شده است. به موجب این اصل ایده­ها و اصولی که مبنای منطق و الگوریتم­ها و زبان­های برنامه­نویسی هستند مورد حمایت نخواهند بود (زرکلام، ۱۳۸۸، ص۳۲ـ۳۳).
 علاوه بر موارد بالا موافقت­نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (North American Free Trade Agreement, NAFTA) که یک موافقتنامه تجاری منطقه­ای میان سه کشور آمریکا، کانادا و مکزیک است، قابل اشاره است. به موجب بخش هفدهم این موافقتنامه با عنوان مالکیت فکری و نحوه تجارت محصولات فکری و ذیل ماده ۱۰۷۱ آن، مقررات کنوانسیون برن و کنوانسیون پاریس در مورد مالکیت ادبی و هنری و مالکیت صنعتی مورد پذیرش قرار گرفته است. نتیجه اینکه موافقتنامه نفتا نیز تنها از قالب و شکل بیان آثار فکری حمایت می­نماید.
               (ii)     ۲ـ۲ـ۱٫ مقررات ملی
پس از تبیین موضع اسناد بین­المللی و منطقه­ای راجع به مالکیت فکری در خصوص حمایت از ایده، قوانین ملی چند کشور در این خصوص بررسی می‌شود. ابتدا ذکر این نکته ضروری است که قوانین ملّی از لحاظ عدم حمایت از ایده­ با هم مشترک هستند؛ یعنی در قوانین ملی ایده از قلمرو اجرای حقوق مالکیت فکری خارج شده است. بنابر گفته برخی، هر نظام کامل و پیشرفته کپی رایت از حمایت از ایده و سایر عناصر اصلی بیان ادبی و هنری خودداری می‌کند (Goldstein, 2001, P.184).
قوانین برخی از کشورها مانند ایالات متحده (ماده ۱۰۲ قانون کپی رایت ۱۹ اکتبر ۱۹۷۶) و کلمبیا (ماده ۶ قانون ۲۸ ژانویه ۱۹۸۲) در این زمینه صراحت دارند (کلمبه، ۱۳۸۵، ص۲۸). برخی کشورها به صورت ضمنی و با ضروری‌دانستن شکل ابراز و آوردن این قید به دنبال کلمه اثر ایده را از شمول حمایت مالکیت فکری خارج نموده‌اند، کشورهایی با نظام­های حقوقی متفاوت از جمله الجزایر، کانادا، شیلی، کوبا، مصر، هلند، رومانی، ونزوئلا و یوگسلاوی سابق طبق این روش عمل کرده­اند (همان، ص۲۹). همچنین بند۳ ماده۱۰ قانون کپی رایت ژاپن برای تعیین محدوده موضوعات مورد حمایت در برنامه‌های رایانه‌ای به تمایز سنتی ایده بیان توجه کرده، مقرر می‌دارد «حمایت نباید به زبان برنامه‌ای، قاعده یا الگاریتم مورد استفاده در ساخت آثار رایانه‌ای گسترش یابد» (Goldstein, 2001, P.179). علاوه بر این، دو نظام­ بزرگ حقوقی لاتین(حقوق نوشته) و کامن­لا همواره به طور صریح یا ضمنی «شکل» را به عنوان شرط حمایت ذکر نموده­اند (کلمبه، همان، ص۲۹).
در ادامه علاوه بر قوانین ایران به کشور فرانسه به عنوان مصداق مهم نظام حقوقی رومی ژرمن و کشور ایالات متحده به عنوان مصداق بارز پیرو نظام کامن­لا اشاره خواهد شد.
۱)        ۱ـ۲ـ۲ـ۱٫ ایران
در قوانینی که در ایران در زمینه حقوق مالکیت فکری وضع شده است، در چند مورد به اصل عدم حمایت از ایده­ها بر می­خوریم. به موجب ماده ۱ قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب سال ۱۳۴۸ «… به آنچه از راه دانش یا هنر و یا ابتکار آنان پدید می­آید بدون درنظرگرفتن طریقه یا روشی که در بیان و یا ظهور و یا ایجاد آن به کار رفته اثر اطلاق می­گردد». همان­طور که ملاحظه می­شود، از ضرورت پدیدآمدن و بیان که در این ماده به کار رفته است به طور ضمنی می­توان اصل عدم حمایت از ایده­ها را دریافت. با این توضیح که این ماده، بیان را برای اطلاق عنوان «اثر» و برخورداری از حمایت الزامی می­داند، هرچند که شیوه بیان در برخورداری از حمایت تأثیری ندارد. برخی نویسندگان معتقدند مواد ۱ و ۳ قانون ترجمه و تکثیر کتب، نشریات و آثار صوتی مصوب سال ۱۳۵۲ نیز به طور تلویحی اصل عدم حمایت از ایده­ را بیان می­دارند؛ زیرا در این مواد حمایت از آثار صوتی منوط به ضبط آنها بر روی صفحه، نوار و یا هر وسیله دیگر شده و این حاکی از ضرورت وجود یک تجلی خارجی است (زرکلام، همان، ص۳۲).
سرانجام در تبصره۲ ماده۲ آیین­نامه اجرایی مواد۲ و ۱۷ قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم­افزارهای رایانه­ای مصوب۱۳۷۹ به صراحت اصل عدم حمایت از ایده­ بیان گردید. به موجب این تبصره «خلق عملیات نرم­افزاری در ذهن یا بیان مخلوق ذهنی بدون این­که برنامه­های رایانه­ای و مستندات و دستورالعمل­ آن تدوین شده باشد نرم­افزار محسوب نمی­شود و برای خالق آن حقوقی ایجاد نمی­کند». این ماده به اختلاف نظرات و ابهامات موجود در قوانین سابق خاتمه داد، ولی باید خاطرنشان نمود که به دلیل اینکه اصل عدم حمایت ایده در آیین­نامه بیان شده است، قطعاً مانند قانون قدرت تقنینی و اجرایی نخواهد داشت.
در پیش­نویس لایحه قانون جامع حمایت از حقوق مالکیت ادبی و هنری و حقوق مرتبط، اصل عدم حمایت از ایده­ در ذیل بحث آثار غیر قابل حمایت مورد تأکید قرار گرفته است. ماده­ ۸ پیش­نویس، مواردی را غیر قابل حمایت می­داند که این موارد از این قرار است «هرگونه فکر، مفهوم از قبیل مفاهیم ریاضی، طرز کار دستگاه­ها یا ابزار و وسایل، روش­های استفاده سیستم­ها، قواعد و اصول کلی، اکتشاف­ها و داده­های محض حتی اگر در اثری بیان، توصیف، تشریح شده، به تصویر کشیده شده یا مجسم شده باشند». با تصویب این لایحه و تبدیل آن به قانون، قطعاً ایده­ها مورد حمایت نخواهند بود و موضوع عدم حمایت از ایده در قوانین راجع به حقوق مالکیت ادبی و هنری مصرح خواهد شد.
علاوه بر مقررات یاد شده که در حوزه حقوق مالکیت ادبی و هنری است، باید خاطر نشان کرد که موضوع عدم حمایت از ایده در نصوص قانونی مربوط به مالکیت صنعتی و به‌خصوص حق اختراع نیز به چشم می­خورد. ماده۴ قانون ثبت اختراعات، طرح­های صنعتی و علائم تجاری مصوب ۱۳۸۶، مواردی را که از حیطه حمایت حق اختراع (Patent) خارج می­باشند، احصاء می­کند. به موجب بند (ب) این ماده «طرح­ها و قواعد یا روش­های انجام کار تجاری و سایر فعالیت­های ذهنی و اجتماعی» از شمول برخورداری از حق اختراع خارج هستند (ر.ک: میرحسینی، ۱۳۸۷، ص۱۴۸ـ۱۴۹). به علاوه به موجب همین قانون حمایت از اختراع منوط به ثبت آن و ثبت، مستلزم تسلیم اظهارنامه­ای است که باید در آن اختراع توصیف شده و جزئیات آن شرح داده شود. به علاوه طبق تعریفی که در ماده۱ همین قانون از اختراع شده است، به نتیجه فکر انسان که راه حلی را برای یک مشکل فنی ارائه داده و دارای کاربرد صنعتی باشد، عنوان اختراع اطلاق می‌شود. بنابراین یک اختراع برای برخورداری از حمایت باید از حالت ایده صرف خارج شده باشد.
۲)        ۲ـ۲ـ۲ـ۱٫ فرانسه
به دلیل الحاق کشور فرانسه به مقررات بین‌المللی مثل کنوانسیون برن، موافقت­نامه تریپس و معاهده کپی رایت وایپو و تصریح یا اشاره این اسناد به عدم حمایت از ایده­، در فرانسه نیز از ایده حمایت نخواهد شد. ماده ۱ـ۱۱۱ قانون مالکیت فکری این کشور با عنوان «ماهیت حق مؤلف» چنین بیان می‌دارد: «پدیدآورنده یک اثر فکری به مجرد خلق آن از حقوق غیر مادی انحصاری و قابل استناد در مقابل همگان برخوردار می‌شود». دکترین و همچنین رویه قضایی در خصوص این ماده متّفقاً اعلام می‌نمایند که ایده مورد حمایت نمی‌باشد. از این جمله است رأی مورخ ۲۵ مه ۱۹۹۲ شعبه اول مدنی دیوان عالی که مقرر می‌دارد «ایده‌ها از قابلیت تملک خارج هستند و یک مؤلف می‌تواند نسبت به اندیشه ادبی و یا یک ایده هنری یا اطلاعات علمی و یا وقایع تاریخی و ایده‌های سیاسی و تبلیغاتی مطالبه حق انحصاری نماید» (Revueinternational du droit d’auteur, Oct. 1992, P.156). رأی مورخ ۲۹ نوامبر ۱۹۶۰ شعبه تجاری دیوان عالی نیز مفید همین معنا است (Bulletindesarrêstdes chambres civiles de la Cour de cassation, N.389).
بند۲ ماده ۱۰ـ۶۱۱ قانون مالکیت فکری در مقام شمارش موضوعاتی که اختراع محسوب نمی‌شوند و نمی‌توانند در قالب حق اختراع، مورد حمایت باشند، ایده را تصریح نمی‌کند؛ لکن در خصوص حمایت‌پذیری ایده به عنوان اختراع، چنین اظهارنظر شده است که فقط تحقق مادی یک ایده می‌تواند حمایت شود و ایده محض به تنهایی مورد حمایت نیست. به علاوه به دلیل نبود اطلاعات فنی واقعی در ایده که تمایز بخش اختراعات مورد حمایت از مفاهیم فکری است، عدم حمایت از ایده تقویت می‌شود (Azéma et Galloux, 2006, P.110).
طرح و مدل صنعتی زمانی مورد حمایت است که به صورت مادی تحقق یابد. ماده ۳ـ ۵۱۱ قانون مالکیت فکری ضروری می‌داند که طرح صنعتی از لحاظ شکل ظاهری با موارد مشابه متمایز باشد، در نتیجه از ایده و به طور کلی از هر چیزی که دارای طبیعت محض است، حمایت نمی‌شود. در واقع فقط شکل ایده می‌تواند حمایت شود؛ برای مثال از ایده قرار دادن یک تکه پارچه در یک قالب پلاستیکی برای ساخت جواهرات حمایت نمی‌شود؛ اما اجرای مادی این ایده و تهیه یک مدل از آن می‌تواند مورد حمایت باشد (Azéma et Galloux, Ibid, P.642).
3)        ۳ـ۲ـ۲ـ۱٫ ایالات متحده آمریکا
آمریکا یکی از کشورهایی است که عدم حمایت از ایده را به صورت کاملاً صریح در قوانین راجع به مالکیت فکری خود منعکس نموده است. ماده ۱۰۲ قانون کپی­رایت سال ۱۹۷۶ میلادی که در سال ۱۹۷۸ اجرایی گردید، تنها آثاری را که در یک قالب محسوس ثابت شده­اند قابل حمایت بیان می­دارد و حمایت کپی­رایت را به ایده­ها، آیین­ها، روش­ها، سیستم­ها، شیوه­­های اجرا، مفاهیم، اصول یا اکتشافات، قابل تسری نمی­داند.* البته لازم به ذکر است که رویه قضایی آمریکا در زمینه حمایت از ایده­­ بسیار غنی بوده و پرونده­های زیادی در این رابطه مطرح گردیده است که در مباحث آتی به بررسی رویه قضایی آمریکا و شیوه برخورد دادگاه­ها با بحث حمایت از ایده خواهیم پرداخت.
حال که مشخص گردید عدم حمایت از ایده­ها تحت نظام حقوق مالکیت فکری به صورت یک اصل مورد اتفاق مقررات بین­المللی و کشورها در آمده است، در قسمت بعد به استدلال­های موافقان و مخالفان عدم حمایت از ایده­ اشاره کرده، ضرورت این حمایت را بررسی می‌کنیم.
Section 1.03                        ۲٫ ضرورت حمایت از ایده­
در خصوص ضرورت حمایت از ایده و در مواجهه با اصل عدم حمایت از ایده­ و تأیید یا رد آن، نظریات گوناگون و متناقضی ارائه شده است. گروهی از صاحب­نظران معتقدند ایده­ها نباید به صورت مطلق از حمایت قانونی و حقوقی محروم باشند و در مقابل، گروهی دیگر نه تنها حمایت از ایده­ها را ضروری نمی­دانند؛ بلکه آن ­را امری خطرناک و مضر به منافع عمومی تلقی نموده­اند. در بند نخست به طور مختصر با برخی از این نظرات آشنا خواهیم شد و در بند دوم رویه دادگاه­های ایالات متحده در حمایت از ایده را مورد مطالعه و بررسی قرار خواهیم داد.
(a)     ۱ـ۲٫ دیدگاه­های راجع به حمایت از ایده
این بند به بررسی نظرات و استدلال­های مخالفین و موافقین حمایت از ایده اختصاص یافته است. در ابتدا نظرات مخالفین و سپس دیدگاه­های موافقین حمایت از ایده بیان خواهد شد. بررسی این دیدگاه­ها قطعاً به درک بهتر مباحث آتی کمک خواهد نمود.
                 (i)     ۱ـ۱ـ۲٫ دیدگاه مخالفان حمایت از ایده
حقوقدانانی که ایده­ها را به موجب حقوق مالکیت فکری قابل حمایت نمی­دانند و در واقع موافق اصل عدم حمایت از ایده­ها هستند، در راستای قوت‌بخشیدن به نظر خویش استدلال­هایی بیان نموده­اند.
الف) ایده­ها به عالم مالکیت مشترک و نه اختصاصی تعلق دارند. ایده­ها در قلمرو اموال عمومی قرار می­گیرند که تنها به‌جریان‌انداختن و ابراز آنها به مبتکرشان قابل استناد بوده و در همین حد قابل حمایت هستند (انصاری، همان، ص۱۳۴). این نظر را می­توان در رویه قضایی آمریکا به‌وضوح مشاهده نمود و در پرونده­های زیادی، قضات با این استدلال از حمایت از ایده­ها خودداری کرده­اند. مثلاً در پرونده اینترنشنال نیوز سرویس علیه اسوشییتد پرس (International News Service v. Associated Press, (1918 در سال ۱۹۱۸ میلادی قاضی برندیس (JusticeBrandeis) در مخالفت با مالکیت پیداکردن بر ایده­ها گفت: «ایده­ها پس از ارتباط برقرارکردن با دیگران مانند هوای آزاد قابل استفاده توسط عموم هستند» (M. McGovern, 1995, P.479). قاضی برندیس در ادامه این­گونه اظهارنظر می­کند که «تنها برخی از ایده­ها که حمایت از آنها به نفع جامعه باشد از این قاعده مستثنا می‌باشند و آن­ها ایده­هایی هستند که در قالب اختراعات و آثار ادبی و هنری ظهور نموده و به موجب قوانین مربوط برای آن­ها حق مالکیت بوجود آمده است» Standler, Op.cit, P.4)).
ب) ایده­ها محصول کار و تلاش نیستند و غالباً در نتیجه شهود و خیال و بدون زحمت به دست می­آیند، در نتیجه مبتکر آنها استحقاق حمایت را ندارد. این استدلال از سوی کسانی که مبنای کار را برای حمایت از مالکیت فکری پذیرفته­اند بیان گردیده است. مبنای کار، مستفاد از نظریات جان لاک (John Lock) در کتاب دو مقاله درباره دولت مدنی است. به طور مختصر باید گفت که بر طبق مبنای کار، کار و تلاش هر شخص متعلق به خود او است و نتیجه کار شخص نیز به خودش تعلق می­گیرد (ر.ک: حکمت‌نیا، ۱۳۸۷، ص۲۰۳ـ۲۱۸).
ج) در مرحله­ ایده، خلق اثر هنوز کامل نیست؛ زیرا داشتن ایده اولین مرحله از مراحل خلق اثر فکری است و معلوم نیست آیا این ایده را می­توان در عالم واقعیت پیاده و اجرا کرد یا نه؟ زحمت و تلاشی که برای کاربردی ساختن ایده­ها و سودمند ساختن آنها برای جامعه صورت می­گیرد، شایسته حمایت و پاداش است نه صرف داشتن یک ایده (انصاری، همان، ص۱۳۴). پس اگر شخصی ایده­ای مفید داشته باشد، ولی به دلایلی نتواند آن ­را توسعه داده و به مرحله کاربردی برساند و دیگران نیز به دلیل اعطای حقوق انحصاری به این شخص از استفاده از ایده محروم شوند، قطعاً جامعه ضرر خواهد دید.
د) حمایت از ایده­ها تحت نظام مالکیت فکری و اعطای حقوق انحصاری به ایده‌پردازان اثرات زیانباری در توسعه و گردش علم خواهد داشت؛ زیرا از اشاعه علم و ابتکارها، جلوگیری خواهد نمود و ممکن است ایده­های صرف به همان حالت مجمل باقی مانده و توسعه نیابند.
۱)        ۲ـ۱ـ۲٫ دیدگاه موافقان حمایت از ایده
با توسعه و پیشرفت سریع و حیرت­انگیز علوم و صنایع مختلف در قرن بیستم و به‌خصوص از اوایل دهه۱۹۴۰ میلادی و ظهور صنعت سینما، رادیو و تلویزیون و وسایل ارتباط جمعی که وابستگی شدیدی به منابع تمام نشدنی ایده­ها داشتند، بحث کمی پیچیده­تر گردید. در این دوران ایده­های بکر، ارزشی فوق­العاده پیدا نمود که در مقابل ارائه آنها مبالغ هنگفت پرداخت می­گردید. این مسائل باعث شده بود پرونده­های زیادی در خصوص استفاده غیر مجاز از ایده­های افراد توسط دیگران در دادگاه­های کشور آمریکا مطرح گردد .(Caswell, 1992, P.720) در این دوران بود که استدلال‌هایی در مقابل استدلال­های ذکر شده در بالا و در جهت حمایت از ایده­ها و مخالفت با اصل عدم حمایت مطرح گردید که در اینجا به برخی از این موارد اشاره می­گردد.
الف) در مقابل استدلالی که ایده را حاصل کار و تلاش نمی­دانست، این استدلال بیان گردید که اتفاقاً برخی از ایده­ها حاصل زمان زیادی کار و تلاش فکری است (انصاری، همان، ص۱۳۵ـ۱۳۶) و بر مبنای کار، لازم نیست کار و تلاش برخلاف نظر برخی حتما جسمی و به صورت فیزیکی باشد تا مورد حمایت قرار گیرد. از لحاظ حقوقی نمی­توان بین کار جسمی و کار فکری تفاوت قائل شد. مثلاً شخصی که پس از سال­ها فکر و مطالعه در مورد شیوه کم‌کردن از حجم ترافیک شهرها به ایده­ای در این خصوص دست می­یابد، قطعا تلاش­هایش قابل حمایت است.
ب) خلق هر اثر فکری مستلزم طی مراحلی است. برای اینکه یک ایده بتواند شکل خارجی پیدا کند باید این مراحل را طی کند. خلق هر اثر از سه مرحله تشکیل شده است: اول تشکیل ایده در ذهن، سپس انشای ایده و در نهایت بیان آن در یک قالب مادی. به عقیده­ عده­ای در مرحله انشاء می­توان گفت که ایده یک شکل مادی پیدا کرده و از مبتکر خود منفک گردیده است؛ زیرا افراد دیگر از این پس قادرند بر اساس شکلی که ارائه دهنده ایده به آن داده است، ایده را بکار بگیرند. در اینجا در واقع زحمت اصلی را ارائه دهنده­ ایده کشیده است. بنابراین هر زمان که حدود و چارچوب ایده به صورت منسجم مشخص شود، می­توان گفت یک ایده شکل مادی پیدا نموده و قابل حمایت است (همان، ص۱۳۷).
ج) در مقابل استدلالی که حمایت از ایده­ها را باعث جلوگیری از توسعه و گردش علم و نوآوری در جامعه می­دانست، این­گونه استدلال شده که تجربیات کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا در طی سال­ها در زمینه عدم حمایت از ایده­ها عکس این مطلب را نمایان ساخته است. به این ترتیب که در نتیجه عدم حمایت از ایده­ها، ایده‌پردازان از بیم اینکه ایده­هایشان مورد سوءاستفاده­ سایر اشخاص قرار گرفته و حقوق آنان رعایت نگردد، در موارد زیادی از افشاء ایده­های خویش خودداری و یا در قالب قراردادهای محرمانگی آنها را مطرح و جامعه را از دسترسی به آن منع کرده­اند. پس در نتیجه عدم حمایت از ایده­ها باعث کندشدن گردش علم و دانش در سطح جامعه خواهد گردید (Caswell, Op.cit, P.721).
د) در زمینه تجارت، اغلب اوقات استفاده از یک ایده اولیه باعث کسب سودهای فراوان و ایجاد درآمدهای زیادی می­گردد، پس شکی در این مطلب نیست که ایده­ها با داشتن شرایطی، دارای ارزش مالی بوده و افراد حاضرند در مقابل دریافت ایده­هایی که برای آن­ها مفید باشد، پول بپردازند. پس جلوگیری از بهره­مندشدن ایده­پرداز از ارزش ایده­های خود دور از انصاف و اصول کلی حقوقی خواهد بود.
با توجه و دقت در استدلال­های مخالفان و موافقان حمایت از ایده­ چنین نتیجه­گیری می­شود که نمی­توان به طور کلی ایده را مشمول حمایت حقوقی قرار نداد؛ چراکه ضرورت دنیای امروز و لازمه مالیت داشتن ایده، وضع حمایت­های لازم را از ایده‌پردازان اقتضا دارد. علاوه بر این، عدم حمایت از ایده در قالب نظام حقوق مالکیت فکری نباید به معنای عدم حمایت مطلق پنداشته شود و ضرورت حمایت از ایده به خاطر ارزش مالی و فواید اجتماعی آن الزاماً به معنای حمایت از آن در قالب حقوق مالکیت فکری نیست. باید به دنبال شیوه­هایی بود که با اعمال آنها هم منافع ایده‌پردازان و هم منافع جامعه تأمین شود. در این راستا دادگاه­ها و رویه قضایی کشور ایالات متحده در طی سال­های طولانی به دلیل عدم حمایت نظام مالکیت فکری از ایده­ به دنبال ارائه راه‌های حقوقی و قانونی دیگر در جهت حمایت از ایده­ بوده­اند و تئوری­ها و نظریاتی را ارائه نموده­اند که هرکدام مزایا و معایبی داشته و ذیلاً بررسی می‌شود.
(b)    ۲ـ۲٫ رویه دادگاه­های ایالات متحده در حمایت از ایده
در بحث شیوه­های حمایت از ایده­، کشور آمریکا سابقه­ای طولانی و رویه قضایی بسیار غنی دارد. به همین دلیل در این پژوهش به طور خاص به تئوری­های حقوقی ارائه شده توسط دادگاه­ها و حقوقدانان آمریکایی پرداخته، برخی پرونده­های مربوط به آن را بررسی می­کنیم. قبل از بررسی تئوری­های مذکور، لازم است مفاهیمی که دادگاه­ها وجود آنها را در اغلب تئوری­ها ضروری دانسته­اند، تبیین شود.
                 (i)     ۱ـ۲ـ۲٫ شروط ایده قابل حمایت
دادگاه­های آمریکا در پرونده­های مربوط به حمایت از ایده­ به طور سنتی به بررسی سه ویژگی تازگی (Novelty) انسجام (Coherence) و محرمانگی (Confidentiality) پرداخته و در اکثر تئوری­ها وجود این سه شرط را در ایده­ برای حمایت ضروری می‌دانند. همچنین باید این نکته را اضافه نمود که اهمیت وجود این شروط با گذشت زمان در تئوری­های مختلف دچار قوت و ضعف‌هایی شده است که در ذیل بحث در مورد هر تئوری به آن اشاره خواهد شد.
۱)        ۱ـ۱ـ۲ـ۲٫ تازگی
به طور سنتی دادگاه­های آمریکا ایده­هایی را مورد حمایت قرار می­دادند که شرط تازگی را دارا باشند. دادگاه­ها برای مدت­ زمان طولانی، در تمام تئوری­های حمایتی وجود شرط تازگی در ایده را الزامی می­دانستند؛ برای مثال، دادگاهی در دعوای دانی علیه جن فودز (Downey v. Gen. Foods, 1972) در سال ۱۹۷۲ میلادی اعلام نمود که «بدون وجود شرط تازگی هیچ حق مالکیتی نسبت به ایده ایجاد نمی­گردد» (Katz, 2006, P.8) همچنین در پرونده­ وانر علیه کمپانی فورد موتور (Waner v. Ford Motor Co, 2003). در سال ۲۰۰۳ میلادی دادگاه برای حمایت از ایده در قالب تئوری داراشدن غیرعادلانه تازگی ایده را ضروری دانست (Ibid). علاوه بر این دو مورد، پرونده­های فراوانی شرط تازگی را برای حمایت از ایده لازم می­دانند. برای درک بهتر موضوع بررسی تعریف تازگی در خصوص ایده ضروری به نظر می­رسد.
علی­رغم اینکه رویه قضایی آمریکا در غالب موارد تازگی را برای حمایت از ایده یک شخص که توسط شخص دیگر مورد استفاده قرار گرفته است ضروری می­داند، ولی تعاریف و برداشت­های ارائه شده از تازگی توسط دادگاه­ها متفاوت است. برخی دادگاه­ها تازگی را به مفهومی که در حوزه اختراعات مدنظر است به کار گرفته­اند. به این معنی که ایده­ای تازه است که به هیچ وجه قبلاً وجود نداشته باشد و برای اولین بار توسط ایده­پرداز به وجود بیاید .(M. McGovern, Op.cit, P.482) این دیدگاه باعث سردرگمی دادگاه­ها می­گردید و کار آنها را برای تشخیص این امر بسیار دشوار می­کرد. حقوقدانانی مانند برادران نیمر (Melville B. Nimmer & David Nimmer) که مطالعات گسترده­ای در زمینه­ی حقوق ایده­ها داشتند، در کتاب خود به نام نیمر در مسیر کپی­رایت (Nimmer on Copyright) این تعریف از تازگی را پذیرفتند و ایده­ای را تازه دانستند که ثابت شود توسط ایده­پرداز به طور مستقل ایجاد شده و در جهان جدید است (Katz, op.cit, P.9). این تعریف، متفاوت از مفهوم اصالت (Originality) که در حقوق مالکیت ادبی و هنری برای حمایت از آثار ضروری است، می­باشد. در خصوص حمایت از آثار ادبی و هنری شرط اصالت، مستلزم این است که پدید­آورنده تلاش ذهنی خود را به کار بگیرد و تنها به کپی­برداری از منابع قبلی نپردازد و این موضوع که اثر برای اولین بار به جهان ارائه شده باشد و فاقد سابقه باشد، ضرورتی ندارد. بر خلاف گروه اول که تازگی را به مفهوم اصلی خود برای حمایت از ایده­ها به کار می‌بردند (یعنی جدیدبودن ایده در جهان)، گروهی از دادگاه­ها، تازگی را در مفهوم اصالت برای حمایت از ایده­ها ضروری می­دانستند؛ برای مثال، در پرونده­ی نادل علیه پلی بای پلی تویز (Nadel v. PlayـByـPlay Toys & Novelties, 2000) در سال ۲۰۰۰ میلادی دادگاه تازگی مورد نیاز برای حمایت از یک ایده­ را به معنای اصالت مدنظر قرار داد .(Ibid, P.8) در مقابل این دو دسته از دادگاه­ها گروه سومی بودند که وجود هر دو مفهوم تازگی و اصالت را در ایده برای حمایت ضروری می­دانستند. در واقع این گروه از دادگاه­ها پیرو روشی بودند که تنها تازگی به معنای واقعی را ضروری می­دانست؛ زیرا بدیهی است که وقتی ایده­ای تازه باشد، به دلیل اینکه قبلاً مانند آن وجود نداشته است از روی ایده­ دیگری کپی نشده و اصیل نیز خواهد بود، ولی لزوماً عکس این مطلب صادق نیست و اصیل‌بودن یک ایده ملازمه­ای با نوبودن آن ندارد. این نظر در پرونده فینک علیه گدسن تدمن اینترس (Fink v. Goodson_Todman Enters, 1970) مورد نظر دادگاه قرار گرفت (M. McGovern, op.cit, P.483).
دادگاه­هایی که تازگی را در مفهوم اصلی خود شرط ضروری حمایت از ایده­ها می‌دانستند، بیشتر پیرو سیاست آزادی ایده­ها و امکان برخورداری عموم از آن­ها بودند؛ زیرا اثبات تازه‌بودن ایده در کل جهان که بر دوش ایده­پرداز بار می­گردید، اگر نگوییم غیرممکن ولی بسیار مشکل بود. از سوی دیگر دادگاه­هایی که تنها اصالت ایده را برای حمایت کافی می­دانستند، بیشتر به دنبال بسط این نظر بودند که ایده­ها مانند سایر پدیده­های فکری حاصل تلاش­های خلاقانه­ ایده­پرداز بوده و مستحق حمایت می‌باشند. در پایان این بحث می­توان گفت که در بحث حمایت از ایده­ها باید مفهوم تازگی را متمایز از مفهوم تازگی در بحث اختراعات دانست؛ زیرا وجود ­شرط تازگی به این مفهوم دادگاه­ها و هم­چنین طرفین دادرسی را دچار مشکلات عدیده خواهد نمود؛ چراکه بررسی این مطلب که ایده در تمام جهان سابقه­ای نداشته باشد، بسیار مشکل و شاید غیرممکن باشد. به عقیده­ گروهی تازگی در بحث ایده­ها را باید مفهومی عرفی تلقی نمود. به این معنا که چه مقدار از مردم از این ایده آگاهی دارند و یا ایده تا چه حدی بدیهی است و یا اینکه اگر ایده ارائه گردد، دیگر برای عموم مردم تازگی ندارد؟ اینها معیارهایی است که می­توان برای سنجش تازگی ایده به کار گرفت.(Katz, op.cit, P.9)
2)        ۲ـ۱ـ۲ـ۲٫ انسجام
دادگاه­های آمریکا در طی دوران پیشرفت تئوری­های حمایت از ایده­ها خیلی زود به این موضوع اصرار ورزیدند که تنها ایده­های منسجم قابلیت برخورداری از حمایت را دارا می­باشند؛ برای مثال، در پرونده همیلتون نت بانک علیه بلت (Hamilton Nat l Bank v. Belt, 1953)، دادگاه این­گونه اظهار نظر نمود «یک ایده تنها در صورتی ممکن است به مالکیت دربیاید که بیشتر از یک چکیده و مفهوم انتزاعی صرف باشد، این ایده باید تبدیل به یک فرم با جزئیات منسجم باشد». همچنین در پرونده فیلیمینگ علیه شرکت رانسون (Flemming v. Ronson corp, 1969) در سال ۱۹۶۹ میلادی دادگاه مقرر نمود که «یک ایده باید منسجم و قابل استفاده باشد، نه اینکه بسیار مختصر و نامفهوم باشد .(Ibid, P.16)
همانند مفهوم تازگی در مورد مفهوم انسجام نیز رویه قضایی آمریکا موفق به ارائه­ تعریفی دقیق نگردیده است. گروهی یک ایده را در صورتی منسجم می­دانند که ایده­ ارائه شده آماده بهره­برداری فوری بدون نیاز به هرگونه اصلاحات و آرایش اضافی باشد. این نظر در پرونده برگمن علیه شرکت الکترو لوکس (Bergman v. Electrolux, (1983، در سال۱۹۸۳ میلادی مطرح گردید (M. McGovern, op.cit, P.483).
در پرونده تات علیه اسکانلان (Tate v. Scanlan, 1987)، دادگاه در رأی صادره اعلام نمود که «اگر یک ایده قبل از آماده شدن برای اجرا احتیاج به تحقیق، مطالعه و برنامه­ریزی گسترده داشته باشد، یک ایده منسجم تلقی نمی­گردد». همین­طور در پرونده چندلر علیه روچ (Chandler v. Roach, 1957) دادگاه ایده را در جایی منسجم تلقی می­کند که به میزان کافی توسعه یافته باشد. به گونه­ای که مشخصات آن قابل درک باشد .(Katz, op.cit, P.16)
در پرونده جونز علیه الریش (Jones v. Ulrich, 1950) در سال۱۹۵۰ میلادی، دادگاه در نظری عجیب این‌گونه ابراز نظر نمود که «ایده زمانی منسجم است که ایده‌پرداز و دریافت­کننده‌ ایده بتوانند ظرف مدت۲۴ ساعت آن را به یک شکل قابل استفاده تبدیل نمایند». برادران نیمر در کتاب خود، رأی این دادگاه و تعیین چنین شرط سختی را سرزنش نموده و مدت زمان بهره­برداری از ایده را معیار مناسبی برای تشخیص انسجام یک ایده نمی‌دانند؛ بلکه صرف امکان بهره­برداری را ملاک قرار داده‌اند (M. McGovern, Ibid). در میان این پراکندگی تعاریف و برداشت­های ارائه شده از شرط انسجام، دادگاهی در پرونده­ اسمیت علیه شرکت رکریون (Smith v. Recrion Corp, 1975) در سال ۱۹۷۵ میلادی دو معیار اصلی برای تشخیص انسجام یک ایده ارائه نمود: الف) ایده باید به یک قالب قابل درک رسیده باشد و ب) ایده باید به میزان کافی برای استفاده شایسته باشد(Katz, Ibid) . با توجه به این دو معیار و نظراتی که دادگاه­ها در پرونده­های مختلف ابراز نموده­اند، باید نقطه مشترک تمام این نظرات را در توسعه ایده به اندازه کافی و آمادگی ایده برای پیاده­سازی دانست. به عبارت دیگر ایده نباید چنان مجمل و مختصر باشد که قابل درک و فهم برای دریافت‌کننده آن نباشد و همان­طور که در بحث ضرورت حمایت از ایده بیان گردید، ایده باید به مرحله­ انشاء رسیده باشد.
در مقابل نظرات بالا، گروهی از دادگاه­ها تعریفی با انعطاف­پذیری کمتر از انسجام ارائه نمودند. این دادگاه­ها ایده را زمانی منسجم می­دانستند که یک شکل مادی پیدا نموده باشد. در پرونده اوبرین علیه آرکو رادیو پیکچر (O Brien v. RKO Rodio Pictures, 1946) دادگاه این د